تبليغاتX
ماه زده
معبود من! تویی که هستی را زیبایی بخشیدی و زیبایی را هستی... دوستت دارم
خسته ام

از شادی هایم

از غمهایم

از احساس های پوچ و فراموش شده

از حسهای همیشگی که بوی نا میدهند

خسته ام

از منطق پوچ و از احساسات بی پایه

از هر آنچه مرا به زندگی خاکیم پیوند میدهد

راستی چند وقت است خدا را ندیده ام ؟

 شاید تو هم حس کرده باشی

حس غریبیست

تنهایی مطلق

تمام کسانی را که دوست داری آزار میدهی

فقط چون میخواهی خودت باشی

ژان کریستف بیچاره من

تو منی

میفهمم چه میگویی

لعنت ...

هیچ کس تو را به خاطر هر آنچه که هستی دوست ندارد

تو را به خاطر آنچه تصور میکنند هستی

و آنچه که انتظار میرود باشی دوست میدارند

و تو

ژان کریستف من

فقط...

خواستی خودت باشی

همیشه کنارم باش در  جمعه 18 فروردین1385ساعت 0:22 قبل از ظهر  نوشتیمش  |